اشعار کوچه بازاری

بازم همون دوره ی بی سواتی

قربونه اون حرفای عشق لاتی

قربونه اون مخلصتم فداتم

قربونه اون من خاک زیر پاتم

قربونه اون حافظه روی تاقچه

قربونه حسن یوسف تو باغچه

قربونه مردمی که مردم بودن

اهل صفا، اهل تبسم بودن

قربونه اون دوره ی پر دماغی

قربونه اون تصنیف کوچه باغی

قربونه دوره ای که خوشبختی بود

تار سیبیلا چک تضمینی بود

مردای ناب و اهل دل نداره

شهری که بوی کاه گل نداره

بوی خوش کباب و نون سنگک

عطر اقاقیا و یاس و پیچک

بوی خیاره تازه توی ایوون

تو سفره ای پر از پنیر و ریحوون

بوی خوش کتاب های کاهی

تو امتحان کتبی و شفاهی

قدم زدن تو مرز خواب و رویا

خدا، خدا، خدا، خدا،خدایا

حرفای گریه دار نمی پسندین؟

می خاین یه جک بگم کمی بخندین؟

خوشا به حال اونکه تو محلش

هوای عاشقی زده به کلش

کسی که قلبش اتصالی داره

می دونه عاشقی چه حالی داره

/ 0 نظر / 243 بازدید